الشيخ أبو الفتوح الرازي

13

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اللَّه ! كس نماند كه او را بخواندم ( 1 ) ، و از اين طعام نخورد . گفت : طعام [ 6 - ر ] بردارى . برداشتند ، سه كس آن جا بماندند بنشستند و حديث مىكردند ، و رسول - عليه السّلام - شرم مىداشت ايشان را گفتن كه به روى . برخاست و به حجرهء عايشه آمد و آن جا ( 2 ) به حجره‌هاى ( 3 ) زنان برگرديد و باز آمد و ايشان هنوز نشسته بودند . رسول را عليه السّلام - از آن كراهت آمد و خداى تعالى اين آيت فرستاد . مقاتل گفت : آيت در خانهء امّ سلمه آمد كه جماعتى آن جا پيش رسول بودند طعام بخوردند و مقام كردند ديرگاه ، و رسول را از حضور ايشان رنج بود جز كه شرم داشت ايشان را گفتن كه به روى . خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى مؤمنان در سراى رسول مروى جز به دستورى ، و چون طعام حاضر نباشد عاجلا ، منشينى به انتظار آن تا برسد . و « نظر » در آيت به معنى انتظار است ، اى ، غير منتظرين بلوغه و ادراكه و نضجه ، و فيه ثلث لغات : انى و انى و انى ، و الفعل منه : انى يانى انى و انى و انيا . قال الحطيئه ( 4 ) : و انيت العشاء الى سهيل او الشّعرى فطال بى الإناء و قال آخر : تمخّضت المنون ( 5 ) له بيوم انى ( 6 ) و لكلّ حاملة تمام و در او لغتى ديگر هست بر قلب و هو : آن يئين اينا ، و نصب « غير » بر حال است . * ( وَلكِنْ إِذا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا ) * ، و لكن چون ( 7 ) بخوانندتان به روى . * ( فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا ) * ، و چون طعام بخوردى ( 8 ) بپراگنى . * ( وَلا مُسْتَأْنِسِينَ ) * ، عطف است على « غير » ، و نصب او بر حال است . يعنى ، غير ناظرين و غير مستأنسين لحديث ، و نه طلب انس كننده ، * ( لِحَدِيثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ ) * ، كه از اين پيغامبر را رنجى مىبودست ( 9 ) . * ( فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ ) * ، و شرم مىدارد از شما ،

--> ( 1 ) - دا : نخواندم . ( 2 ) - دا ، آج ، لب : از آن جا . ( 3 ) - اساس ، آب ، دا ، آج ، لب : حجرهاى . ( 4 ) - آج ، لب ، افزوده : شعر . ( 5 ) - آج ، لب : المومنون . ( 6 ) - آج ، لب : انا . ( 7 ) - دا : ندارد . ( 8 ) - دا : بخورى . ( 9 ) - دا : مىبود .